تبليغاتX
من همیشه به یادتم حتی اگه نباشی

من همیشه به یادتم حتی اگه نباشی

می خوام برم یه جایی دلم گرفته از اینجا

یه جایی  که  دور باشم از غصه های دنیا

دلم  اسیر  نباشه  اشکام   غلیظ  نباشه

اگر غلیظ هم باشه به  پای عشقم باشه

می خوام مثل پرنده پر بکشم  به هر  جا

همیشه من بمونم تو این شادی  و  رویاء

می خوام دیگه  غریبه  برام  نمونه  اینجا

همه  بشن  آشنا  واسه   امروز   و   فردا

می خوام برم یه جایی خواب ببینم بهشتو

روز   قشنگه   عشق  و   آخر  سر نو شتو

نوشته شده توسط یا شاهین یا دنیا مسافران خسته روزگار در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 ساعت 6:56 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط یا شاهین یا دنیا مسافران خسته روزگار در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ساعت 8:28 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط یا شاهین یا دنیا مسافران خسته روزگار در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 ساعت 23:50 | لینک ثابت |

سلام شاهين من، ميدونم كه حالت خوبه خدا كنه هميشه خوب باشي میدونی شاهین اگه من هنوزم توی این وبلاگ مییام به خاطر اینکه یه حرفی از همه اون حرفهایی که مثل غم توی دلمه بهت بگم به خاطر اینکه من هنوزم تو بحر رفتن توام ولی حرفهایی که تو میزنی زخم زبونه نمیدونم چه حالی میکنی از اینکه منو ازار بدی نمی دونم چی میشه آدما انقدر تغییر می کنن ولی وقتي اون روز تو رو  دیدمت   تويي كه روزی دوستم بودی  اما  اصلا  نشناختمت هیچ اثری از اون چیزی که من ازت تو ذهنم بود ،  نبود می گفتي دنیا قشنگه اما نمی دونم چه جور شده بود که معنای انسانیت اینجوری برات عوض شده بود ولی اینو می دونم که دوست مسیر زندگی آدم رو تغییر میده و اینم می دونم دو تا دوست صمیمی رو هم همین مسیر ها از هم جدا می کنه اينكه ميگی در حقم معرفت کردی ومن نفهمیدم این نهایت بی انصافیه روز اول بهت گفتم یا باهات رفاقت نمیکنم یا اگه رفیقم شدی بفهمم یه ذره دوستم داری همه زندگیمو میدم توبگو چی برات کم گذاشتم نمیخواستم بگم ولی خودت مجبورم کردی من توی یک سال رفاقت با تو همه چیزمو از دست دادم منت سرت نمیذارم وظیفه بوده چیزی جز شرط رفاقت نبوده پس اگه تو منو به خاطر خودم ترک کردی این حرفها چیه بهم میزنی؟ من خیلی خوب میدونستم با چه کسی رفیق بودی ولی فکر نمیکردم به این زودی دلتو بهش بدی وعاشقش بشی در هر صورت خودت اختیار کارای خودتو داری خیلی باهات حرف دارم مثل همیشه بازم برات مینویسم

 

نوشته شده توسط یا شاهین یا دنیا مسافران خسته روزگار در دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت 0:55 | لینک ثابت |

سلام به او....... که هرگز یا نخواست یا نتونست دوستم بدارد

ااومدم تا بدون هيچ غروری باهات حرف بزنم

بزار همه بدونن که چقدر میخوامت دیگه رفتی دیگه

شاهین تو مهره مار داری

فراموش كردنت رو هيچ وقت یاد نمیگیرم تو بد شرایطی تنهام گذاشتی

شاید نمیتونستی کمکم کنی ولی همین که کنارم بودی تحملش راحتر بود برام

نيستي كه بهم كمك كني تا فراموشت كنم

بدترین قسمت زندگی انتظار کشیدن است

   وبهترین قسمت زندگی داشتن کسی است که

                                ارزش انتظار کشیدن رو داشته باشد.                            

تو ارزش انتظار کیشیدن رو داشتی                       

              دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی                

ىودوستت دارم به هزاران دلیل

نمیدونستم که برات چقدر بی ارزشم به همین آسونی منو از یادت  بردى  آخه مگه میشه به                                                   خدا که باورم نمیشه ولی هر چی که باشه                 میخوام بگم تا ابد دوستت دارم

از خدا میخوام با عشقت تا ابد خوشبخت بشي

اي كاش ميدونستم كه چرا از پیشم رفتی چون نمیدوم

اذیت میشم شاهین خیلی شکستم عوض شدم یه دنیای دیگه شدم

نمیدونم چرا دلم دوباره دیشب گرفته بود نمیدونم چرا دوباره گریم گرفت و چشمام بارونی شد

اگه من انسانم وعاطفه واحساس دارم گریه های شبانه ام در نبود تو همه طبیعیست

چون دوری تو سخته سخته سخته سخته

اگه تو عمرم دلیل هیچ چیز را ندونم  یه چيز را همیشه میدونم که تو هرگز برنمیگردی

هيچ وقت برنمیگردی پیشم

سه(3) ماهه از جدایی ما میگذره جدایی که همیشه میگفتی اگه باشه از طرف من نیست

ولی من هنوز غم روز اول رو دارم .

چون این جدایی از طرف من نیست اينا همه حرف دله

من تنها بود م تنهاتر شد م تو ادم با گذشتی نبودی ولی نمیدونم چرا از من گذشتی

نمیدونم.......

خداحافظ به پایان امد این دیدار پنهانی

خدا حافظ بدون من یقین دارم که می مانی

دوستدار تو دنیا(لیلا)

نوشته شده توسط یا شاهین یا دنیا مسافران خسته روزگار در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 ساعت 18:31 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط یا شاهین یا دنیا مسافران خسته روزگار در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 ساعت 9:15 | لینک ثابت |

توی دنیایی زندگی میکنم که میگن گاهی وقت ها اون قدر کوچیکه که باید حواست باشه زیر دست وپا له نشی وگاهی وقت ها اون قدر بزرگه که اشناها رو هم غریبه می بینی توی دنیایی که من زندگی میکنم هر کسی یه طوری فکر میکنه بعضی از ادما دم از بی وفایی دنیا میزنن وبه خیال خودشون سعی میکنن زیاد توی قاب دنیا جا خوش نکنند .

بعضی ها هم دنیا رو دوست دارن بعضي ها اون قدرزندگیشونو اون قدر قشنگ میکنن که بقیه برای یه لحظه عکس انداختن با زندگی اونا صف میکشن بعضی ها شون هم زندگی رو از لیموشیرین تلخ وتلختر میدونن .

توی دنیایی که من زندگی میکنم اما همه ادمها ازاد هستن ونیستن من ازادم چون یک انسانم اما گاهی وقت ها برای اینکه زیر بارون توی خیابون با خودم بلند بلند حرف بزنم باید صد جور ادا در بیارم که بقیه نگن این دیوونه است اما اینم یه طرز فکره دیگه چرا بعضی ها از اومدن بارون این قدر خوشحال میشن که میتونن توی اب بارون نفس عمیق بکشن بدون نیاز داشتن به ابشش؟! اما بعضی ها از ترس اینکه خیس بشن ولباسشون کثیف بشه از زیر بارون فرار میکنن دوست من اگه یه روز بارون اومد ولیوانت رو زیرش گرفتی نیمه پرش رو نگاه کن خالی که خالیه چیزی توش نیست!نیستی که بیبینی تو چه حالیم من تمنا میکنم که تو با من باشی تو به من گفتی هرگز هرگز ومرا غصه این هرگز باگذشت نبودی اقا ولی نمیدونم چرا از من گذشتی

نوشته شده توسط یا شاهین یا دنیا مسافران خسته روزگار در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 16:47 | لینک ثابت |

خدایا!

 دنبال «یکی» می گردم که:

هر چی بگم ،هیچی نگه.هیچی نگم ،هیچی نگه.

سرش داد زدم، جواب نده.

تو گوشش زدم، اخم نکنه.

فحشش دادم، قهر نکنه.

حال ندارم ،حرف نزنه.

خواب که میرم ،قصه بگه.بیدار می شم،نازم کنه.

شاکی شدم،لج نکنه.

حرف که زدم،گوش بکنه.حرف نزدم،جواب بده،توی چشام نگاه کنه،از ته دل صدام کنه،بگیره بوسم کنه،ماچم کنه،اون از دلم حرف بزنه،اون از من و شبام بگه،اون از همه ابرا بگه،هر چی می گه بگه ولی منم یادش نره

 وای چی می شه

اون موقع منم براش حرف می زنم،نه دیگه سرش داد می زنم،نه تو گوشش می زنم،اصلا برا چی فحش بدم.اون موقع حال دارم و خواب ندارم.

نوشته شده توسط یا شاهین یا دنیا مسافران خسته روزگار در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 18:41 | لینک ثابت |

غرور من مهم نبود شکستنم مهم نبود دل بستنم مهم نبود بی کسی ام مهم نبود اشفتگی ام مهم نبود .

اشک ها وگریه های شبانه ام مهم نبود دلتنگیهایم مهم نبود سرزنشها مهم نبود گلایه ها مهم نبود ندیدنها مهم نبود غریبی هم مهم نبود .

روزهای که رنگ شب شدند وشبهایی که در سیاهی خود گم شدند مهم نبود مرگ لحظه ها مهم نبود بی تو پرپر زدنم مهم نبود حتی رویاهایم مهم نبود بی تو ماندنم مهم نبود تنها چیزی که در این میان مهم بود تو بودی .

                                                                                    مهم تو بودی

نوشته شده توسط یا شاهین یا دنیا مسافران خسته روزگار در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 18:38 | لینک ثابت |

اين چند تا جمله ناب را بخونيد:

1-مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت ما

2- صفا فقط صفاي مورچه كه هر وقت گريه كرد هيچكس اشكش نديد

 3- رفيق فقط كلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش

4- معرفت فقط معرفت كرم نه به خاطر كرم بودنش به خاطر خاكي بودنش

 5- يه رنگي فقط يه رنگي ديوار!!! كه هرچي مردو نا مرده بهش تكيه ميدن

نوشته شده توسط یا شاهین یا دنیا مسافران خسته روزگار در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 16:26 | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://donya-man-bahatam.blogfa.com. all right reserved
Design by Yas-Design